دوشنبه 7 بهمن 1398
تعزیرات استان گیلان
| |
آشنایی با استان
گیلان از اسلام تا عصر حاضر
گیلانیان در دوره های قبل از اسلام کم و بیش آزاد و مستقل زندگی میکردند و با تشکیل پادشاهی های کوچک بر سرزمین خود فرمان میراندند.
بعد از ظهور اسلام و سقوط پادشاهی ساسانیان، که سراسر ایران از رود فرات تا رود جیحون و از خلیج فارس تا اراضی قفقاز به دست اعراب افتاد، گیلانیان و دیلمیان و طبریان در پناه رشته کوههای البرز به مقاومت قهرمانانه ای دست زدند و از ورود تازیان به سرزمنیهای خود جلوگیری کردند.قسمتهای وسیعی از کرانه های خزر، مخصوصا گیلان، در سایه وضع طبیعی و جغرافیایی خود و به نیروی پایداری و استقامت ودلاوری مردان سلحشور و آزاده خویش تا دو قرن و نیم بعد از حمله اعراب در برابر سیل خروشان لشکر اسلام مقاومت کردند و تن به خواری و زبونی تسلیم ندادند.رشته کوههای بلند و صعب العبور البرز از یک سو و آبهای متلاطم دریای خزر از سوی دیگر این خطه را به صورت دژ جنگی مستحکمی در آورده بود که ساکنان آن را در مقاومتهای دلیرانه علیه مهاجمان عرب یاری می کرد. با تمام توانایی و قدرتی که کشور گشایان عرب در آن زمان داشتند ساکنان کرانه های خزر، سر به اطاعت آنان فرود نیاورده استقلال و آزادی خود را حفظ کردند.
تا اواسط قرن سوم هجری یعنی دویست و پنجاه سال پس از ظهور اسلام، مردم گیلان با آئین جدید آشنایی نداشتند زیرا از زمان حمله اعراب به ایران جنگ و ستیز میان آنان و اعراب جریان داشت.
ابن حوقل جغرافیادان معروف قرن چهارم هجری در اثر ارزنده خود " صوره الارض" به دفعات گیلان را، در قرون اولیه هجری مورد تایید قرار داده است. او در معرفی کوههای دیلم مینویسد: " اما سبب این که جبال دیلم به همین نام خوانده شده است این است که استقلال دارد و پادشاهانی در آنجا حکومت می کنند." * در جای دیگر راجع به دیلیمیان چنین اظهار نظر می کند: " دیلیمیان در روزگار اسلام بیشتر در کفر بودند تا زمان حسن بن زید... که به دعوت وی علوی و مسلمان شدند و با این همه هنوز در زمان ما کافرانی در کوهها سکونت دارند." **
اصطخری نویسنده مسالک و ممالک که در قرن چهارم هجری می زیسته در همین زمینه می نویسد: " و تا روزگار حسن بن زید رضی الله عنه مردمان طبرستان و دیلمان کافر بودند. تا این روزگار قومی علویان در میان ایشان آمدند و بهری مسلمان شدند و گویند کی در کوههای دیلمان هنوز کافران هستند." ***
هنگامی که یزدگرد سوم آخرین شهریار ساسانی در حال فرار از چنگ سپاهیان عرب به دست آسیابانی کشته شد، در کناره های خزر، گیلان، طبرستان، رویان و گرگان چند خاندان از شاهزادگان محلی و بزرگان ساسانی فرمانروائی می کردند. بعضی از آنها مطیع یا متحد دربار ساسانی بشمار میرفتند و برخی نیز مستقل یا نیمه مستقل بودند. بعد از یزدگرد اغلب خاندانهای مزبور طی سالهای طولانی سپاهیانی را که خلفای بغداد برای گشودن این نواحی گسیل می داشتند در هم شکسته و به دشمنان آنها یعنی سادات علوی پناه میدادند...
پی نوشت: * صوره الارض، ابن حوقل، ترجمه دکتر جعفر شعار، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران. تهران ۱۳۴۵ / ** همان کتاب صفحه ۱۱۹.